سلام بچه ها
خوبید؟
اینجا رو واقعا فراموشش کرده بودم چون متاسفانه حال خوبی نداشتم این چند وقت
اونقدرررر ذهنم مشغوله چند وقته سر چیزای مختلف که نگم
مثلا امروز صب داشتم چای خشک رو میریختم تو کتری
چند روز پیش اشتباها جای نمک شکر ریختم تو برنج
ببین چه حالیم که من عاشق آشپزی یه سره دارم گند میزنم
مسیر محل کار به خونه رو که تو اتوبوس میام تمامااااا تو فکرم
میدونید مهمترین مسئله این مدت و درگیریم سر استعفامه 🥺🥺🥺🥺
سخته برام جایی رو که ۱۰ ساله هر روز اومدم و رفتم ترکش کنم
ولی بالاخره تصمیمو گرفتم امروز و میخوام نامه بزنم به مدیر بزرگه
خیلییی خیلی سخته برام و هر روززززز سرکارم گریه میکنم
وقتی به این فک میکنم که باید وسیله هامو جمع کنم و برم دیونم میکنه ولی ولی ولی امان از همکار بد و عوضی
دیگه برام قابل تحمل نیستن
۲ نفر دارن بدجوریییییی زیر آبی میرن و من دیگه طاقتم تموم شده
شخصیتم و روانم برام خیلیی مهمتره
میدونم به مدیر بزرگه بگم خیلییی خیلییی خیلی چالش خواهیم داشت
برام انرژی مثبت بفرستید و دعا کنید تموم شه و من راحت شم
جان شیرینمم خوبه . خیلی سعی میکنم خودمو نگه دارم جلوش ولی سخته
کلی حرف زدیم و جان شیرینم تلاش میکنه حمایتم کنه و یه جورایی سعی میکنه برام بعدشو خیلییی خوب جلوه بده ولی خودم میدونم چی میشه بعدش
نمیدونستم استعفا اینقدرررررر سخته
دعا کنید اذیتم نکنن سر اینکه نخوان بذارن برم
معذرت میخوام اینهمه وقت ننوشتم
مهمترین چالشم این مدت همین بوده باید خیلیییی بالا پایین میکردم تصمیم نهاییمو بگیرم
از هر دوطرف خونواده ها هم کلی چالش داشتن و حسابی عذابمون دادن
جان شیرینم ماموریت رفت بوشهر ۴ روزه و برگشت
تنها خبر خوب این مدت اینکه رفتم باشگاه ثبت نام کردم و تنها تایمیه که مغزم خالی میشه که البته خیلییی وقته و قبل داستانهای شرکت و تصمیمم برای استعفا
خلاصه که خیلی دعام کنید اذیت نشم 😭😭😭
جان شیرینم سرکاره و دیگه الاناست که برسه
پلوتون درست کردم . یه موزیک خیلییی غمگین گذاشتم و اینجا مینویسم و اشک میریزم
بچه ها اگر تجربه ای دارید از استعفا و ترک کار و اینا برام بنویسید